![]() |
![]() |
|
| تنها تر از خدا |
|
دیروز فرشته ها می خندیدند. نه! این بار به گناهان احمقانه ی انسان نمی خندیدند. از شادی می خندیدند. دیروز فرشته ها به صدای گریه ای می خندیدند که از روی محبت بود. امروز صدای گریه نیست. صدای خدایا.. دوستت دارم. خدایا هنوز هم بهترین دوستم تویی. هر چند من بد ترین بنده ات هستم. خدایا.. نخواسته ام از تو، اما تو از دلم آگاهی. آگاه بودی، هستی و اگر باز باشم، فقط تو از دلم آگاهی. آنچه را که من از آرزو هایم نمی دانم را تو می دانی! و خودت برآورده اش می کنی.! می دانی گاهی می ترسم، از تو دورم؟ اما تو که نزدیکی! قوت قلبی! امید و آرزویی! دوستت دارم. خدایا همه ساکت اند. نمی دانم چرا اما می دانم که امروز روز من است و تو .. خدایا میدانم که گفتنم چیزی به عظمتت اضافه نمی کند اما، خدایا متشکرم. خدایا ممنونم .. خدایا زبانم هم مثل عقلم ناقص است .. از دلم بشنو ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 18:23 توسط رضوان |
|
|
هام!م!م! به به! دلتان بسوزد. من آب نبات چوبی دارم. خوشمزه اش را هم دارم. خوش رنگش را هم دارم. دل همه تان بسوزد. م!م!م! عجب مزه ای، گرد و قلنبه، ترش و شیرین، صورتی و خوشمزه. آخ جووون! بابایی بستنی هم خریده. وایییییی! « من دهنم آب افتاده. من بستنی می خوام» تازه یک عالمه هم خریده! م! م! م! هر از گاهی دوران کودکی را به یاد می آورم! زمانی که کوچکترین عضو خانواده بودم و آب نبات چوبی به دست توی کوچه ها، بی خیال دنیا بودم و آدم هایش. تمام فکرم به آب نباتی بود که مرتب کوچک و کوچکتر می شد و من برای هر ذره ی آب شده اش دلتنگ می شدم! وای خدای من! مزه اش هنوز زیر زبانم است. وای که چه حالی دارد! دلم خواست، باز آب نبات چوبی می خواهم اما! حیف که دیگر نمی شود آب نبات چوبی به دهان توی کوچه و خیابان راه بروم و ملچ و مولوچ کنم و دل ملت را بسوزانم و سوسه بیایم. یا بستنی به دست به راه بیفتم و لیس زنان مغازه ها را تماشا کنم و دست مادرم را به این سو و آن سو بکشم، دو پایم را توی یک کفش کنم و از پدرم چیز بخواهم. « دوران پادشاهی تمام شده!». پدرم راست می گوید. کاش این طور نبود. کاش کوچک بودم. کاش ...! می خواهم در خیالات کودکی باشم و آب نبات چوبی ام را بلیسم و میک بزنم و وقتی حسابی کوچک شد، مهمان دندانهایم کنم. م! م! م! دلتان بسوزد. من آب نبات چوبی دارم! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 15:19 توسط رضوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| به این دوستام حتما سر بزنید |
|
|
| Rocket Fishing Rod |