تبليغاتX
پسری که با باران مشکل داشت
تنها تر از خدا


عشق را بهانه می کنی و به رخ ساحل خط می کشی ..


اما خودت بگو ... تو به ساحل عاشق تری یا دریا که هموار سر به سینه ی ساحل نهاده!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 21:8  توسط رضوان | 
این جا تاریک است. سیاه است. روز است؟ اینجا برای پرنده ها بال سالم نمانده. آرزوی پریدن را فقط برای به گور بردن آفریده اند. آهای خدای آسمان ها. آسمان را به که داده ای؟ به بی شرمان بد خواه که پرواز را بریدن پر ها قیمت نهاده اند؟ آهای خدای آسمان ها. خبر از من زمینی هم بگیر .. هر چند پست تر از قطره های سیاه لجنزار های این اطرافم. حال مرا هم بپرس تا باور کنم که برای پریدن و به آسمان رسیدن، بال ها را لازم نخواهم داشت. آهای خدای آسمان ها. آه و صد آه که می دانم بهتر از هر کسی و بیشتر از هر کسی به من می اندیشی. کاش تسلایم می دادی. کاش آرامترم می کردی. کاش و هزار کاش دیگر که همه را از بری! آهای خدای آسمانها! آهای خدایی که این همه آسمان داری و آنجا منزل کرده ای. از آن بالاها چه می بینی؟ نقطه های سیاه و سفید زمین را می بینی؟ این ها را می بینی که مدام از سر و کول هم بالا می روند و در هم می لولند؟ آری! حتماً می بینی! کاش این بار یک نقطه کم شود. همین نقطه خاکستری که با تو و برای تو می نویسد. خدایا! اگر بدم! اگر کمم! اگر ناچیزم! همانم که تو آفریده ای! اگر رشد کنم! اگر کسی شوم! اگر بهتر شوم! آن می شوم که تو ساخته ای! خدایا، این من و این آفرینش تو. هر چه می خواهی بساز. یا اصلاً این نقطه را از این صحنه ی حاکستری جدا کن. شاید آرام بگیرم!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 14:24  توسط رضوان | 
باز هم قصه، قصه ی رفتن است.

و غصه، غصه ی اشک هایی که روی گونه ها سر می خورند و آرزوهایی که هرگز به واقعیت بدل نمی شوند. آه دل پدر و مادری که خون می گریند و دنیایی که سیاه تر از سیاهترین سیاهچال هاست.

باز هم قصه، قصه ی رفتن است.

و غصه،غصه ی امیدی است که نا امید شد. غصه نگاهی است که هرگز بر نخواهد گشت. غصه ی صدایی است که دیگر زیر طاق آسمان، طنین انداز نخواهد شد.

باز هم قصه، قصه ی غصه هاست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 22:12  توسط رضوان | 
گریه نمی کنم، نرو

آه نمی کشم، بشین

حرف نمی زنم، بمون

بغض نمی کنم، ببین!

 

دلم گرفته ..

 

آهای بالایی!

مهمون نمی خوای؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 16:34  توسط رضوان | 
روز دانشجو!

اولین خبرش : یک نفر مرد‌، یک نفر خودش را کشت. یک نفر دانشجو بود!

روز دانشجو!

یک نفر رفت، یک نفر ماند!

آن که رفت، اشتباه کرد و آن که ماند آرزوی اشتباه رفتگان را می کند!

آه

روز دانشجو!

خدا تو را برای چه آفرید؟

تا کسی بمیرد؟  تا اشتباه کند؟ تا از قصه های پر غصه اش، آسمان و زمین را بگریاند؟ تا کسی اهمیت ندهد؟ تا همه فراموش کنند؟

آه ... روز دانشجو!  تو چه تلخ بودی این بار!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 0:39  توسط رضوان | 

خیلی وقته که با تو درد و دل نکردم.

خدایا

تو که اون بالایی! تو که خیلی مخلصتم! تو که طاقت شنیدن رو داری. تو که می فهمی چی می گم، آه..

دلم برات تنگ شده. خیلی! همش حس می کنم ازت دور شدم.

خدایا! می خوام زل به زنم به خونت، به اون آسمون بی انتهات! اجازه هست؟

خدایا! می خوام برگردم پیشت! می خوام باز با من حرف بزنی! باز دستمو بگیری و روی زمین راهم ببری، یادم بدی ببینم، یادم بدی بخندم، یادم بدی چشمامو برای خندیدن گذاشتی نه برای گریه!

یادم بدی، غصه مال دله! یادم بدی یاد بگیرم.!

می دونم،

می دونم، سرم به تنم نمی ارزه، اما هر چی که هستم، هر چقدر هم که بدم، خدایا! خودت منو آفریدی، پس حتماً یه خوبی هایی هم دارم. می خوام همون خوبی باشم که تو ساختی، نه اون بدی که من ساختم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 2:3  توسط رضوان | 

اگه راهم این روزا از تو یه کم دوره ببخش.

توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ، ببخش

بگذر ار من اگه صبر و طاقتم کافی نبود.

عکس من تو قاب رویایی که می بافی نبود

بگذر ار من اگه جمعه بود و باز دیر اومدم

شب واسه گفتن قصه هابه تأخیر اومدم

 

گل یکدونه گلدون بلور زندگی

چی دارم واست به جز یه عالمه شرمندگی

آرزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی

سایه بون دل بی پناه بی کسی بشی

ببخش اگه میونمون فاصله هست

جای نفس تو سینه هامون گله هست

ببخش اگه غربت چشمای من

فقط واسه نداشتن حوصله هست

 

حالا که گذشته از من

تو باید صاف بمونی

مثل آینه شمعدونای نقره شفاف بمونی

یه سبد دعا و خوشبختی فردا مال تو

دست من بود که می گفتم، همه دنیا مال تو

برو زندگی رو با مهربونی رنگ بزن

همه رو با هرچی دوست داری هماهنگ بزن

دوری مونو باز می زاریم به حساب سرنوشت

اینقدر خوبی که آخر می دونم می ری بهشت

 

ببخش اگه میونمون فاصله هست

جای نفس تو سینه هامون گله هست

ببخش اگه غربت چشمای من

فقط واسه نداشتن حوصله هست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 1:51  توسط رضوان | 
اینا چی کار می کنن!! هوم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 21:36  توسط رضوان | 
وقتی ابر ها به شکار ماه می روند ..

ای ماه ..

ای ماه آواره ..

من تو را دعا می کنم!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:46  توسط رضوان | 
غصه ها را نبايد در درون بي طاقت خود تل انبار كني. غصه ها را به كسي بايد گفت كه برايش قدري فرق كني. يا اگر فرق نداشته باشي، قدري به تو و حرف هايت اهميت بدهد. يا حتي اگر اهميت هم ندهد، براي لحظه اي هم كه شده به تو صداي نخراشيده ات گوش كند.

مي داني ديوار؟ تو تنها كسي بودي كه اين را فهميدي. كه برايم چاه مدينه گشته اي. مي داني ديوار. هر چند سردي، هر چند هر وقت به تو تكيه مي كنم جز سرماي وجودت هيچ چيز برايم نداشته اي اما تنها گوش شنوايي بودي كه مرا و غصه هايم را شنيدي.

ديوار، دوستت دارم. ديوار سفيد و بي آلايش. دوستت دارم. نه به تعداد آجر هايت، كه به تعداد غصه ها و درد دل هايي كه از من شنيدي ، براي هر بار كه حوصله ات از من و قصه هايم سر رفت. به عدد بودنت. دوستت دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 20:4  توسط رضوان | 

من با بارون مشکل دارم. آره مشکل دارم. خیلی هم مشکل دارم.

ببینم اگه شما از یه تابلو که روی دیوار نصب شده خیلی خوشتون بیاد، اگه دوست داشته باشید همیشه تماشا کنیدش، و یه چیزی همش جلوتونو بگیره، چه حالی می شید. فکر کنید یه کسی یه پارچه روی تابلو بکشه و شما هم دستتون به پارچه نرسه و نتونید برش دارید. اونوقت چه حالی می شید؟

حالا حساب کنید یه وقت بیاید جلوی تابلو و ببینید که پارچه سر جاش نیست. اون وقت چه حالی می شید؟ زل می زنید و خودتونو از تماشا اشباع می کنید. این طور نیست؟

منم همینطورم. مثل به قول بابام، سر به هوام. شبهای مهتابی اگر برم پیاده روی احتمالاً می خورم زمین. خنده داره؟ خب این جوریاست دیگه!

تا اینجا فقط در مورد آسمون ابری حرف زدم.

اما بارون.

فکر کنید که از ۳۶۵ روز سال، ۳۰۰ روز هوا تمام ابری باشه و از این ۳۰۰ روز، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ روز بارونی باشه. یا به قول یه بنده خدایی که نمی دونم کیه: شش ماه اول سال بارونیه، شش ماه دوم سال هم عجب بارونیه!

خب آدم دل زده می شه. اقلا من که اینطوریم. افسرده می شم. من روز های روشن  شبهای مهتابی رو دوست دارم. آسمون صاف برام خواستنیه. و فکر می کنم ۶۵ روز که اغلب نیمه ابری هم هست برای سیر شدن و به بارانی بودن بقیه سال راضی شدن، خیلی کم باشه.

اینطور نیست؟

شاید شما طور دیگه ای فکر کنید و نظر دیگه ای داشته باشید اما من از دیدن هوای ابری و بارانی افسرده می شم. کاریش هم نمی شود کرد. به هر حال ما اینیم دیگه!

امیدوارم جواب کاملی داده باشم.

ممنون که منتظر پستم شدید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 23:44  توسط رضوان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

//////////////////// /////////////////////
به این دوستام حتما سر بزنید

مولود

خرابات نشین

پینکی

فرشته آسمونا

نرگسی

فومنی ها

اونیاس، فرشته راستی

پاییز

روزگار تنهایی

قصه گوی عشق

نرگسی

مهتاب

دریا

الهام(this is me)

دوست داشتنی

بهار

الکی الکی

چشمون سیاه

ساره

عسل

پیوندهای روزانه
بهاره
یک مشت تمشک
مائده
فرزانه
اکبر خان
م.تنها
مولود
ندا
عابد
گل آقای عزیز دل
مطهر
ساره
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
نیلوفر
بی نقاب (تینایی)
باران بهاری
عسل قرمزی
قصه گوی عشق
ماهی سیاه کوچک
پاییز
پرواز عشق (مهرناز)
دختر حوا
فرشته ی آسمونا
اونیاس، فرشته ی راستی
عکس دونی حامد
آدم کشهای وحشی
روزگارتنهایی
مریم های پرپر (پینکی)
فومنی ها(بلاگفا)
خرابات نشین
مولود
نرگسی
دست نوشته های پاییزی
جوون ایرونی
دختر بارونی
بابک
دوست داشتنی
3 کله پوک
سان
مسیح
مهتاب
دریا
الهام( this is me )
تف سربالا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

DanceAge.com MyAlbum
Rocket Fishing Rod
Free Web Counter
Rocket Fishing Rod
 


POWERED BY
BLOGFA.COM

Search for:
Search from: