![]() |
![]() |
|
| تنها تر از خدا |
|
نمی دونم چرا دیگه دست و دلم به کار نمی ره، به طرز اسفناکی دارم تنبل می شم. یعنی شدم!
اونطوری که از شواهد و قراین بر میاد اوضاع من باید خیلی بد باشه. یه مدت مدیدیه که بیشتر از چند جمله نمی تونم بنویسم . تازه اونم آخرش سر از زباله دانی تاریخ اتاق کوچیک من در میاره. طفلک! سیر تغییرات و اتفاقات بدی که همینطور داره ادامه پیدا می کنه و مثل یه سرطان مهلک داره تو پیکر زندگیم ریشه می دوونه رو نمی دونم چطور باید کنترل کنم. حرفهام بی سر و ته شدن. وقت صحبت زبونم می گیره. از کلمات مسخره و بی ربط استفاده می کنم. دارم پوچ می شم. برای یک ساعت نمی توم فکرم رو به یه چیز متمرکز کنم. خواب تقریباً گوهر نایاب شده. نمی دونم چرا اینطوری شده وضعم. خدا بهم رحم کنه. انگاری اوضاع خیلی داره بد میشه.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 14:6 توسط رضوان |
|
|
هیچ دلیلی نیست که تو را از راهی باز دارد جز تو!
هیچ سری نیست که سر به مهر بودنش تو را بیازارد، الا وجود تو!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 1:2 توسط رضوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| به این دوستام حتما سر بزنید |
|
|
| Rocket Fishing Rod |