تبليغاتX
پسری که با باران مشکل داشت
تنها تر از خدا
شايد فرشته ها هم بميرند، وقتي صدايي به جايي نمي رسد. وقتي فرياد مي كشند و كسي محل شان نمي گذارد. وقتي يكي مثل من از شنيدن پارس سگ سياه همسايه تنش به لرزه مي افتد و از زجه هاي فرشته هاي درون و بيرون و طبيعت، ككم هم نمي گزد!

گفتم شايد فرشته ها هم بميرند؟ نه نمي ميرند، كشته مي شوند، به قتل مي رسند. مثل پير زني كه آفتابه دزد هاي كوچه و خيابان هاي تاريك و خالي از وجدان شهر، دوره اش كرده اند و كتكش مي زنند و كيفش را مي قاپند و براي محكم كاري چند زخم كاري هم نثار قرباني شان مي كنند.

بيچاره فرشته ها غصه ي آدم ها را خوردند، آنهايي را كه جايشان داغ است. همان ها كه بوي سوختگي شان قبل از خلق شدنشان عالم را پر كرد بود. بيچاره فرشته هايي كه سعي كردند علاج واقعه قبل از وقوع كنند. همان ها كه پرسيدند آيا قرار است بر زمين خوني ريخته شود، هم نوع كشي رايج شود، بزرگان و شريفان بميرند و حقوق ضايع شوند و عده اي ضعيف نگاه داشته شوند. آيا خداوندگار كسي را خواهد آفريد كه بر دوستان سخت بگيرد و با دشمنان سر يك سفره بنشيند. آيا، كم هوش تر از اين جماعت احمق چماق به دست بوده ايم كه قرار است آفريده شوند؟

طفلك فرشته ها كه شنيدند : شما چيزي را نمي دانيد. طفلك آن ها كه فرمان يافتند كه بر آدمي سجده كنند. جداي از اينكه عده اي اندك لايق اين سجده اند و لايق بسيار بيش از اين اما بيشمارند آنها كه لياقت پارس سگ هاي سياه شب گرد را هم ندارند. همان ها كه سگ ها هم محلشان نمي گذارند. يعني برايشان افت دارد كه وقتشان و انر‍‍‍ژي و صدايشان را صرف اين ... ها كنند.

آهاي فرشته، بگذاريد يك نفر قدر شما را بداند. اين يك بار را بگذاريد صدايتان كنم هر چقدر هم كه لياقتش را نداشته باشم اما بگذاريد تشكر كنم. ممنونم كه سعي خودتان را كرديد كه جهنم با اجساد امثال من پر نشود. ممنون كه خواستيد خوني ريخته نشود. كه خواستيد ظلمي نشود و كسي ضعيف نگه داشته نشود، ممنون كه ... !

اين ها اگر اتفاق افتاد، تقصير شما نبود و نيست اما باز ممنون كه به فكر بوديد. كاش شما را ابدي آفريده باشند. كاش.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:23  توسط رضوان | 
...

خاله سوسكه ديگه كلافه بود. فقط اينقدر صبر كرد كه يه تاكسي برسه. زودي دستش رو دراز كرد و براي تاكسي تكون داد و داد كشيد : " تاكسيييييييييييييي!

آقاي راننده ي محترم هم كه از عجله و هول بودن خاله سوسكه با خبر شده بود، زد روي ترمز و ايستاد كه خاله سوسكه سوار بشه. خاله سوسكه اونقده هول بود كه داشت در صندلي جلو رو كه يه خانم جوون روش نشسته بود، باز مي كرد. بالاخره خاله خانوم سوار تاكسي شد. دنبال خاله سوسكه هم يه خانوم و يه آقاي همچين هيكلي سوار شدن! اينقده هيكلي كه طفلي خاله سوسكه داشت زير وزن خانومه له مي شد.

تا خونه ي مامان خاله سوسكه راهي نبود. دو تا چهار راه بالاتر خاله سوسكه كه داشت سعي مي كرد خودش را از زير تن خانومه بيرون بكشه، به هر جون كندني بود به آقاي راننده محترم فهموند كه همين بقل نگه داره. آقاي راننده هم زد كنار، خاله سوسكه يه اسنكناس (...) تومني داد به آقاي راننده ي محترم، آقاي راننده ي محترم زودي پسش داد و گفت خانوم كرايه ميشه (...۲X ) تومان !!! خاله سوسكه هم كه آچمز شده بود مجبور شد كه دو برابر از كرايه ديروز رو بپردازه .. خب قحطي بنزين اومده .. آقاي راننده ي محترم هم تقصيري نداره. خب وقتي ايستگاه هاي سي ان جي كار نمي كنن و فقط چند ليتر بنزين داره بايد با همون چند ليتر بنزين درآمد يه ماهش رو در بياره.

خاله سوسكه نتونست حرفي بزنه .. براش هنوز اهميتي نداشت. اون مي خواست از زير نگاه هاي ترسناك فرار كنه، مهم تر از همه از عمو سرهنگش كه موفق شده بود. اما اون آقا و خانومه اصلا راضي نبودن. همون جا سر كرايه با آقاي راننده ي محترم در گير شدن و دماغ آقاي راننده و عينك آقا شكست. خانومه هم با اون هيكل رستم نشانش تا يه قطره خون ديد غش كرد. خاله سوسكه هم از تعجب سر جاش خشكش زده بود و داشت تماشا مي كرد.

صداي بوق ماشين عقبي بود كه خاله سوسكه رو برگردوند به حالت عادي. خاله سوسكه هم وجدان بيدارش رو برداشت و تا عمو سرهنگه سر نرسيده جيم شد و زنگ در خونه مادرش رو زد : ....!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 21:23  توسط رضوان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

//////////////////// /////////////////////
به این دوستام حتما سر بزنید

مولود

خرابات نشین

پینکی

فرشته آسمونا

نرگسی

فومنی ها

اونیاس، فرشته راستی

پاییز

روزگار تنهایی

قصه گوی عشق

نرگسی

مهتاب

دریا

الهام(this is me)

دوست داشتنی

بهار

الکی الکی

چشمون سیاه

ساره

عسل

پیوندهای روزانه
بهاره
یک مشت تمشک
مائده
فرزانه
اکبر خان
م.تنها
مولود
ندا
عابد
گل آقای عزیز دل
مطهر
ساره
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
نیلوفر
بی نقاب (تینایی)
باران بهاری
عسل قرمزی
قصه گوی عشق
ماهی سیاه کوچک
پاییز
پرواز عشق (مهرناز)
دختر حوا
فرشته ی آسمونا
اونیاس، فرشته ی راستی
عکس دونی حامد
آدم کشهای وحشی
روزگارتنهایی
مریم های پرپر (پینکی)
فومنی ها(بلاگفا)
خرابات نشین
مولود
نرگسی
دست نوشته های پاییزی
جوون ایرونی
دختر بارونی
بابک
دوست داشتنی
3 کله پوک
سان
مسیح
مهتاب
دریا
الهام( this is me )
تف سربالا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

DanceAge.com MyAlbum
Rocket Fishing Rod
Free Web Counter
Rocket Fishing Rod
 


POWERED BY
BLOGFA.COM

Search for:
Search from: