![]() |
![]() |
|
| تنها تر از خدا |
|
هراس است که از راه می رسد
وقتی صدایی را می شنوی که به هیچ چیز نمی ماند. وقتی چراغی که تا دیروز روشن بود خاموش می بینی٬ وقتی مردان و زنانی تیره و تار به چشمت می آیند و هر بار که قدمی بر می داری سایه ای را که تعقیبت می کند حس می کنی٬ این هراس است که دست بر شانه ات می گذارد. بشناسش! اما نترس. هراس در دل همه هست٬ همه جا هست٬ به هر شکلی به چشم می آید. اما بدان این هراس ها ربتی به ترس ندارد. هراس چون جنی است که برای تفریح مردم را قلقلک می دهد. بدان می توان با آن شاد بود. اما نترس ترس است که برادر مرگ است. کارش راه سازی برای عبور مرگ است. اما نترس همه می ترسند. اما بعضی ها درست سر وقت می ترسند. آنهایند به گمان دیگران٬ هیچ وقت نمی ترسند. اما نترس فقط به وقتش به ترس٬ تا راه شجاعت را بیاموزی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:23 توسط رضوان |
|
|
امروز اولین باران بهار است که درشت و پر طنین می بارد و همه را خبر می کند .. سرم گیچ می رود از تماشای سقوطی انگار تا ابد ادامه دارد. باران بد نیست. اینبار هم تازگی را همراه دارد . اما این کافی نیست .. شستن دیوار های بی دفاع که با هر قطره ای که بر سرشان می چکد کوتاه تر می شوند عادلانه نیست. بی دفاع ساختن دیوار ها هم گناهی است که نمی توان از کنارش گذشت. .
صبح آسمان از درخشش خورشید٬ چنان جذاب بود که عصر دلتنگش شدم. روز هاست که هوا بد نیست. ۲۰ روزی هست که خوش می گذرد. اما ترسناک است وقتی می دانی٬ خوشی همیشه با نا خوشی به آخر می رسد. خدا رحم کند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 19:4 توسط رضوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| به این دوستام حتما سر بزنید |
|
|
| Rocket Fishing Rod |