تبليغاتX
پسری که با باران مشکل داشت
تنها تر از خدا
امروز هم گذشت و به دیروز پیوست. به این همه دیروز هایی که دست به دست هم تا اولین روز هایم زنجیر کشیده اند. زنجیری که انگار حلقه هایش را به هم جوش داده اند. حلقه هایی که حتی بیشتر از عقربه های ساعت خوابیده ی افتاده از دیوار٬ مرده و بی حرکت به نظر می آیند.

یادش به خیر٬ چقدر زمین و زمان را به هم می آوردم و آرزو های نزدیک و بی شمارم را هرچند که احمقانه و خطرناک بودند پیش می بردم. خدا را شکر که آنقدر عاقل بودم که هیچ وقت برای هیچ خواسته ی دور و درازی ای کاش نگفتم. خدا را شکر که در هوس رسیدن به پله ی آخر٬ پله های اول را فراموش نکردم.

راضیم که دانسته ام٬ مقصر همه چیز نیست٬ فقط نقطه ای از بیشمار نقاط مسیر است٬ " مسیر را دریاب".

راضیم چون من هم در بی خبری های همین نزدیک تر ها٬ مقصد را همه چیز می دانستم. خشنودم چون جایی خواندم آخرین سوال شب اول قبر این است: من ربک؟  (پروردگار تو کسیت؟)

تنها سوالی که سرنوشت همه کس را معین می کند همین سوال است. که پرورش دهنده کیست!

همه می دانیم که پرورش دادن همراهی است٬ به مقصد رساندن نیست. این است که راه عزیز می کند. این است که باغبانها حتی هنگامی که باغی پر از گل دارند٬  از بذر افشانی و دانه پراکنی دست بر نمی دارند.

مقصد نمی دانم کجاست و وقت رسیدن چه وقت٬ اما می دانم٬ فردا هم معلمی هست که درسم دهد. کاش کند ذهنی ام کمتر آزارم دهد. کوه نیاموخته هایم هنوز سر به فلک می کشد...!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 21:3  توسط رضوان | 
باز هم برگشتم بوشهر.

 گرما بیداد می کنه و بد تر از اون شرجی خفقان آوره که کلافه کننده است.

حوصله ی هیچ کاری رو ندارم. نمی دونم چطور شده که الان اومدم و دارم پست جدید می زنم. خستگی دو روز سفر هنوز تو تنمه. اما چاره ای ندارم٬ باید به کارم ادامه بدم و سعی کنم که خودم رو با شرایط اینجا وفق بدم.

امید وارم کارم سریع تر درست بشه و خلاص بشم. (الهی آمین).

......................................................................................................................................

عمر قطره های باران اینجا چه کوتاه است!

دلم به حال غریبان اشک نشان این دیار می سوزد.

گر چه حوصله ام نیست با ابر بهار٬

چه کنم دلم از داغ این گذار می سوزد.

خبری نیست از آن که بی سر سامان نمود مرا

وزین بی خبری این تن نزار می سوزد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 21:42  توسط رضوان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

//////////////////// /////////////////////
به این دوستام حتما سر بزنید

مولود

خرابات نشین

پینکی

فرشته آسمونا

نرگسی

فومنی ها

اونیاس، فرشته راستی

پاییز

روزگار تنهایی

قصه گوی عشق

نرگسی

مهتاب

دریا

الهام(this is me)

دوست داشتنی

بهار

الکی الکی

چشمون سیاه

ساره

عسل

پیوندهای روزانه
بهاره
یک مشت تمشک
مائده
فرزانه
اکبر خان
م.تنها
مولود
ندا
عابد
گل آقای عزیز دل
مطهر
ساره
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
نیلوفر
بی نقاب (تینایی)
باران بهاری
عسل قرمزی
قصه گوی عشق
ماهی سیاه کوچک
پاییز
پرواز عشق (مهرناز)
دختر حوا
فرشته ی آسمونا
اونیاس، فرشته ی راستی
عکس دونی حامد
آدم کشهای وحشی
روزگارتنهایی
مریم های پرپر (پینکی)
فومنی ها(بلاگفا)
خرابات نشین
مولود
نرگسی
دست نوشته های پاییزی
جوون ایرونی
دختر بارونی
بابک
دوست داشتنی
3 کله پوک
سان
مسیح
مهتاب
دریا
الهام( this is me )
تف سربالا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

DanceAge.com MyAlbum
Rocket Fishing Rod
Free Web Counter
Rocket Fishing Rod
 


POWERED BY
BLOGFA.COM

Search for:
Search from: