![]() |
![]() |
|
| تنها تر از خدا |
|
گفتم٬ بگو به من٬ ای فاحشه٬ که داد بباد.. شرافت و غرور تو را؟ ناله از دلش سر داد: کای احتیاج٬ زاده ی زر٬ مادر فساد٬ لعنت بروح مادر معروفه ی تو باد!
«کارو» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:50 توسط رضوان |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 21:37 توسط رضوان |
|
|
رفته بودیم که دور از انظار دیگران٬ ساعتی با سرگردانی یک عشق بی پناه٬ زیر روشنایی مات ماه٬ گردش کنیم ..
آسمان کاملا صاف بود. معهذا٬ پاره ای ابر سیاه٬ صورت نازنین ماه را٬ در سیاهی خود ناپدید می کرد.. گفتم: آسمان به این صافی٬ معلوم نیست این قطعه ابر سیاه٬ از گریبان ما چه می خواهد؟ اشاره به ابر کرد٬ آهی کشید و گفت: " آن؟ آن ابر نیست! عصاره است. عصاره ی ناله های پنهانی عشاق واقعی است... روی ماه را پوشانده است٬ تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد .."
-کارو |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 22:10 توسط رضوان |
|
|
ابری نیست
و ستاره باز هم دیده بر بسته. مگر چه کرده ایم که قلب ماه یخ بسته؟ سیلی خورشید، کر کرده گوش عالم را، ستاره خبر نمی دهد از خود دلم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 20:42 توسط رضوان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 21:8 توسط رضوان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 21:7 توسط رضوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| به این دوستام حتما سر بزنید |
|
|
| Rocket Fishing Rod |